حرفهای بی مخاطب

تنهایی، ساعت ها قدم زدن در خانه است / تنهایی، یعنی به ماشینت بگویی: سلام ، صبح به خیر / تنهایی، اول هر صبح آلارم می دهد / تنهایی، هدفون است / تنهایی، همیشه وقت دارد /تنهایی، مورچه های خانه را می شناسد / تنهایی، آینه دوست دارد / تنهایی، نگاه های خیره پشت پنجره است / تنهایی، آشپز قابلیست ، اما فقط نیمرو سرو می کند /  تنهایی، اعتیاد به دنیای مجازیست / تنهایی، چای از دهان افتاده است / تنهایی، حسرت می خورد/تنهایی، صدای ثانیه شمار است / تنهایی، به اشتباه فکر می کند خیلی می فهمد / تنهایی، انسانیست که به شکل طبیعی و در حد حقش  قدر ندید و قدر ندانست 

آخ

لعنت به تنهایی ...

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی بهمن ماه

من که بهش خو کردم ! شدیم مرهم هم ! شدیم محرم راز هم ! اگه همین تنهایی نباشه من که میمیرم ![خنثی]

انتهای متن نوشتم

خوب باید این تنهایی رو ریشه یابی کرد این تنهایی باید از بین بره تا تو رشد کنی در همه جهات از نظر اجتماعی- فردی- خانوادگی تا تو بتونی به جای قدم زدن حرف بزنی و گوش کنی تا تو بتونی صبحها به ماشینتون بگی صبح همگی مون به خیر تا صبحها وقتی بیدار می شی خدایت رو شکر کنی که انگیزه داری و امید تا بتونی موسیقی رو بدون هدفون گوش کنی تا بتونی عاشق مورچه ها بشی براشون بجای نون خشک شیرینی بذاری و اونها را در شادیت سهیم کنی تا بتونی تو آینه همه چیزهای زیبا رو ببینی تا بتونی وقتی از پشت پنجره نگاه می کنی همه چیز رو قشنگ ببینی و فکر نکنی دلگیرند تا بتونی وقتی اول صبح نیمرو درست می کنی عاشقانه درست کنی تا در دنیای مجازی بیهوده گردی نکنی تا بتونی تمام اشتباهاتت رو جبران کنی و تکرار نکنی و روحت رشد کنه رهایی از تنهایی ایمان به خدا می خواهد و اینکه شک نکنی به وعده های او اون وقت که من تصمیم به رهایی از تنهایی گرفتم استخاره کردم آیه سی و سه سوره نور اومد شک نکردم و اقدام کردم و الان حرفهای تو برام خنده داره و همیشه آرزو داشتم ای کاش زودتر اقدام به فرار از تنهایی می کردم خیلی زودتر شجاع باش هادی

همون قبلی

آیه سی و سوم سوره مبارکه نور نبود اشتباه گفتم آیه سی و دوم سوره مبارکه نور بود

زیتا ملکی

بهش باد.

شیدا

انگا ر هیچ ادمی در این دنیا راضی نیست هرکسی در هر جایی و مکانی و منسبی دوس دارد جای دیگر باشد مثل من مثل تو مثل...

باکارا

ای بابا ... بیشترشون برام آشناست ... !