بالی اگه هست از جنس کوهه ، از رنگ خاکو حسرت پرواز

تصور کنید مدت های مدید در ذهنتان تصویری از آرزوهایتان را می بینید و از این کار بسیار لذت می برید و به هیجان می آیید و هی بی تاب رسیدن به آن هستید و پیش خودتان فکر می کنید ، وای اگر بشود ، اگر بشود چه می شود .

بعد از سالها تلاش و جستجو بالاخره روز موعود فرا می رسد و آن اتفاق خوب در بهترین حالت ممکن برایتان پیش می آید ؛ اما در عین ناباوری هیچ حسی را در درون شما به جریان نمی اندازد و هرچه سعی می کنید ذره ای از آن لذت را درش جستجو کنید موفق نمی شوید ، تمام تمرکزت را جمع می کنی که آن لحظات را درک کنی ، اما دریغ از یک سرسوزن حال خوبی که این همه انتظارش را کشیدی

آن وقت ، آن وقت است که به خیلی چیزها شک می کنی ، به خودت ، به نرمال بودنت ، به جوان بودنت ، به زنده بودنت ....

 

آن لحظه ، آن رویداد خوب ، آن فرد خاص ، آن آرزو پیش چشمان شما از دست می رود بی آنکه بتوانی کاری کنی.

/ 4 نظر / 21 بازدید
vandidad

نمی دونم کوتاه بودن سقف آرزوها خوبه یا بد ؟! نمی دونم باید در ارتفاع پایین پرواز کرد یا نه ؟! اما به قول خاله ی مرحوم همیشه خوابها از ارتفاع ساده لوحی پرت میشن و می میرن

اندراحوالات من و اینجانب

فکر کنم این حالت ، بین آدمها اپیدمی شده . من هم اغلب چیزی رو با تمام وجود میخوام و بعد که بهش میرسم شاید یک هفته ذوق و شوقشو داشته باشم . احتمالا مربوط به شرایط اقلیمی و اجتماعی میشه که ماشالا ماشالا دستش به کم نمیره برای افسرده کردن آدمها .