برگی از تاریخ شعر اجتماعی ایران
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی . . .
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
احمد شاملو
این پست را فقط برای خالی نبودن عریضه نوشتم و الا چیزی برای گفتن ندارم
+
علی سبکبار ; ٩:٠۳ ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٠
سرزمین من
من دغدغه دارم که این روزها
در سرزمینی زندگی می کنم که در آن
دویدن سهم کسانی است که نمی رسند
و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند.
میر حسین موسوی
+
علی سبکبار ; ٩:۳٦ ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٦
- - - - - - -
دچار یبوست ذهنی شده ام
تا بعد 
+
علی سبکبار ; ۱٢:۳٠ ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٧
دانه و سیب
در میان هر سیب دانه های محدودی است
ودر میان هر دانه سیب های نا محدود.
چیستانیست عجیب
دانه باشیم نه سیب
+
علی سبکبار ; ۱۱:٤٧ ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٤
پاییز 88
بی هیچ پولی در جیب هایم می روم به خیابان
پاییز را که می توانم تما شا کنم
دلیل غیبت طولانی:
دور بودن از شرایط عادی زندگی.
تا فرصت هست یکدیگر را دوست بداریم
+
علی سبکبار ; ٧:٠٤ ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱

